غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
271
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
رفتند و خيمهء اقامت نصب گرديد ناگاه سياهى سپاه سلطان على ميرزا كه از سمرقند به قصد ايشان ايلغار كرده بود نمودار گشت و خان ميرزا و مغولان از مشاهدهء آن حالت كه در خزانهء خيال نگذرانيده بودند سراسيمه شده هرطايفهء به طرفى گريختند . ذكر رفتن محمد مزيد ترخان بملازمت حضرت پادشاهى و بيان بعضى ديگر از واردات احوال آن مظهر الطاف الهى چون محمد مزيد ترخان از سلطان على ميرزا خائف بود و از ملازمت خان ميرزا ابواب مراد بر روى او نگشود مغول عبد الوهاب را كه سابقا در سلك خدام سده سدره مقام پادشاهى انتظام داشت بپايهء سرير سلطنت مصير فرستاده عرضه داشت كرد كه اگر چتر فلكساى سايهء وصول برين حدود اندازد بنده مانند دولت و اقبال كمر خدمت بر ميان جان بسته در فتح سمرقند سعى مينمايم و حلقهء عبوديت حضرت سليمان مكان در گوش هوش كشيده بقيهء ايام زندگانى در ظلال اعلام ظفر مآل مىآسايم و مغول عبد الوهاب بعد از طى منازل بتقبيل انامل نواب كامياب سرافراز شده كيفيت اخلاص و دولتخواهى امير محمد مزيد ترخان را بعرض رسانيد بنابرآن پادشاه عاليجناب عزم توجه بجانب سمرقند جزم كرده مغول عبد الوهاب را نزد جهانگير ميرزا باخسى فرستاد تا آن حضرت را بر تصميم عزيمت مطلع گردانيده بر سلوك طريق موافقت ترغيب نمايد و مواكب كواكب مراتب پادشاهى محفوف بانوار عنايات نامتناهى الهى در ماه ذيقعده سنه خمس و تسعمائه روى به مقصد آورد و چون حوالى مرغينان مضرب خيام عساكر نصرتنشان گشت قوچ بيك با برادران باردوى كيهان پوى رسيده بعز بساطبوس سرافراز گرديد و لواى فلكساى از مرغينان باشيره رفته قريهء مجن محل نزول سپاه صفشكن شد و در آن منزل قاسم بيك قوچين و على دوست و سيد قاسم با طايفهء ديگر از اعاظم بدرگاه عالمپناه رسيدند و پادشاه عاليجاه از آنجا به راه دشت ختلان طى مسافت كرده و از پلجويان گذشته در اوراتيپه قبهء بارگاه سپهر اشتباه برافراخت و در آن منزل اين خبر شيوع يافت كه محمد خان شيبانى بعنايت قدوسى محمد باقر ترخان را در نواحى قلعه ديوسى شكست داده و روى بصوب بخارا نهاد و پادشاه عاليمقدار از اوراتيپه بسكرار رفته داروغه آنموضع قلعه تسليم نمود و امير قنبر على حسب الحكم در آن حصار توقف كرده موكب پادشاهى در يورت خان منزل گزيد و در آن مقام امير محمد مزيد با بعضى از امراء سمرقند كه تابع او بودند به خدمت رسيدند و بمزيد لطف و مكرمت سرافراز گرديدند و پادشاه دوست نواز در باب فتح سمرقند با آنجماعت مشورت فرموده ايشان معروض گردانيدند كه زمام اختيار آن بلدهء محفوظه در قبضه اقتدار جناب ولايت شعار خواجه قطب الدين يحيى است